صفحه اصلی   |   اخبار    |   امتحانات    |   آموزش    |   گالری تصاویر    |   معرفی کارکنان    |   تماس با ما    |   درباره ما    |   جستجو    |      
دوشنبه 30 مهر 1397 - 12 صفر 1440 - Mon 22 October 2018   ساعت ورود:   00:30:34
  پیوند مهم
مدرسه کوشا در جشنواره وب ایران

  آرشیو سوالات

 اول دبیرستان دوره اول (هفتم)
 دوم دبیرستان دوره اول (هشتم)
 سوم دبیرستان دوره اول (نهم)
 دوم علوم تجربی دوره دوم
 دوم ریاضی فیزیک دوره دوم
 سوم علوم تجربی دوره دوم
  سوم ریاضی فیزیک دوره دوم


  موضوعات

 اخبار مدرسه
 اطلا عیه
 پیام های آسمانی
 ریاضی
 علمی
 کار وفن آوری
 ورزشی
 فرهنگی و هنری
 تاریخ وجغرافي
 بازي و سرگرمي
 روان شناسی
 مناسبتها
 مطالب جالب
 ادبیات
 انجمن
 پزشكي و سلامت
 تکنولوژی
 زبان انگليسي
 اجتماعی
 شورای دانش آموزی

  روز تولد
تولدت مبارک

محمدامین رضایی

روز تولد: 4 آبان



  رتبه سایت
 

  اوقات شرعي
 

  دانشنامه سوره ها
  سوره قرآن

  مراجع تقلید
 
















دريافت کد لوگوي سايت 
مراجع معظم تقليد

  لینک ها
 
  لارستان کهن-سایت کامجو
 
  مدرسه راهنمايي نمونه شهيد فراست
 
  مدرسه راهنمایی استاد جعفری
 
  وبلاگ علوم تجربی (آقای پرهیزی)
 
  انچمن مدارس ومعلمان
 
  داستان ضرب المثل قسم روباه را باور کنیم یا دم خروس را
زمان انتشار: 26 دي 1395 - 23:10:58       موضوع: ادبیات

داستان ضرب المثل قسم روباه را باور کنیم یا دم خروس را

داستان ضرب المثل قسم روباه را باور کنیم یا دم خروس را

 

داستان ضرب المثل قسم روباه را باور کنیم یا دم خروس را | داستان ضرب المثل

خروسی بود بال و پرش رنگ طلـا ، انگاری پيرهنی از طلـا، به تن كرده بود ، تاج قرمز سرش مثل تاج شاهان خودنمایی می كرد .

خروس ما اينقدر قشنگ بود كه اونو خروس زری پيرهن پری صدا می كردند .

خروس از بس مغرور و خوش باور بود هميشه بلـا سرش می آمد، برای همين

سگ هميشه مواظبش بود تا اتفاقی برای اون نيافته

یک روز سگ آمد پيش خروس زری پيرهن پری ،

بهش گفت : خروس زری جون .

خروسه گفت :‌ جون خروس زری

سگ گفت : پيرهن پری جون

خروس : جون پيرهن پری

سگ : می خوام برم به كوه دشت  ، برو تو لـانه ، نكنه بازم گول بخوری ، درو روی كسی باز نكنی؟

خروس گفت : خيالت جمع باشه ، من مواظب خودم هستم .

سگ رفت ، بی خبر از اينكه روباه منتظر دور شدن اون بود .  همينكه سگ حسابی دور شد ،

روباه ناقلـا جلوی لـانه خروس زری آمد تا نقشه اش را عملی كند ،

جلوی پنجره ايستاد و شروع كرد به آواز خواندن :

ای خروس سحری

چشم نخود سينه زری

شنيدم بال و پرت ريخته

نذاشتن ببينم

نكنه تاج سرت ريخته

نذاشتن ببينم

خروس زری كه به خوشگلی خودش افتخار ميكرد خيلی بهش بر خورد ، داد زد:

نه بال و پرم ريخته ، نه تاج سرم ريخته .

روباه گفت اگه راست ميگی ، بيا پنجره رو بازكن تا ببينمت .

خروس مغرور پنجره رو باز كرد و جلوي پنجره  نشست و گفت :

بيا اين بال و پرم ، اينم تاج سرم .

و همينكه خروس سرش رو خم كرد كه تاجش و نشون بده ، روباه پريد و گردن خروس را گرفت .

خروس داد و فریاد زد كمک ، كمک که بلکه سگ به دادش برسه .

سگ با گوشهای تيزش صدای خروس را شنيد و به طرف صدا دويد .

دويد و دويد تا به روباه رسيد .

از روباه پرسيد: آی روباه حقه باز خروس زری را نديدی ؟

روباه كه دهان خروس رو بسته بود و اونو توی كوله پشتی انداخته بود ،‌

شروع كرد به قسم خوردن كه والـا نديدم ، من از همه چيز بی خبرم ،

و پشت سر هم قسم می خورد .  يكدفعه چشم سگ به كوله پشتی افتاد و گفت :‌

قسم روباه و باور كنم يا دم خروس را ؟ 

روباه تازه متوجه شد كه دم خروس از كوله پشتی اش بيرون آمده ،

پس كوله پشتی  رو انداخت و تا می توانست دويد تا از دست سگ نجات پيدا كند .

و خروس زری پيرهن پری هم همراه سگ به خانه برگشتند .

وقتی كسی دروغی میگه ، ولی نشانه ایی وجود داشته باشه

كه حرف او را نقض كنه از اين ضرب المثل استفاده می شود .

 

 





نظرات
هیچ نظری درباره این مطلب تا کنون به ثبت نرسیده است.

فرم ارسال نظر

نام (اختیاری)

پست الکترونیک (اختیاری)

آدرس وب سایت یا وبلاگ (اختیاری)

http://

نظر شما

لطفا کد امنیتی را وارد کنید:



  پیوند مهم
شماره پیامک

  ورود
نام کاربری:
رمز عبور:



  آمار سایت
 

  
 

  مجوز لگو دیجیتال
 

  نماد اعتماد الکترونیکی
 

  تقویم مناسبتی
 

  پشتیبانی آنلاین چت یاهو مسنجر
 

sc.koosha@yahoo.com

آیدی یاهو مسنجر مدرسه را ادد کنید و با مدیر مدرسه در ارتباط باشید...
 

  ورود به انجمن گفتگو
 

  سخنی از بهشت
 

  موبایل اسلامی
 

  دیکشنری آنلاین
 

  پیوندها
 

طراح :            
    شرکت گذرگاه وارثان لارستان‬
        استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است